۞ امام علی (ع) :
هر که خیر جوید سرگردان نشود، و کسی که مشورت نماید پشیمان نگردد.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار
  • شناسه : 6958
  • 30 جولای 2023 - 0:42
  • 190 بازدید
  • ارسال توسط :

قرائت زندگینامه زیبا از شهید محمد علی درستان از شهدای والامقام شهرستان بهمئی + جزئیات

  به گزارش ساورزنیوز: در آستانه سالگرد شهید علی درستان از شهدای والامقام شهرستان بهمئی هستیم و به همین مناسبت وصیت نامه و زندگینامه ایشان را در متن زیر مطالعه کنید.   شهید محمد علی درستان فرزند حسین در تاریخ ۱۳۴۳/۰۴/۰۳ در روستای سیاهشیر در خانواده‌ای کم بضاعت و اعتقادی چشم به جهان گشود شهید […]

 

به گزارش ساورزنیوز: در آستانه سالگرد شهید علی درستان از شهدای والامقام شهرستان بهمئی هستیم و به همین مناسبت وصیت نامه و زندگینامه ایشان را در متن زیر مطالعه کنید.

 

شهید محمد علی درستان فرزند حسین در تاریخ ۱۳۴۳/۰۴/۰۳ در روستای سیاهشیر در خانواده‌ای کم بضاعت و اعتقادی چشم به جهان گشود شهید پسر دوم خانواده بود . امرار معاش خانواده درآن ایام به وسیله دامداری و بعضا کشاورزی گذرانده می شد هنگام فراغت از تحصیل با کار و تلاش فراوان در مخارج و تامین معاش به خانواده زحمتکش خود کمک فراوان می نمود از همان دوران کودکی و نوجوانی در مجالس دینی به همراه دوستان خود از جمله شهیدان احمدی و احمدی نژاد در مجالس حضرت سیدالشهدا حضور داشت و عشق خدمتگذاری به حضرت اباعبدالله در عمق وجودش ریشه دوانید دوران ابتدایی را در زادگاهش و راهنمایی و دبیرستان را در لیکک سپری گردید در دوران تحصیل دانش آموزی باوقار و محبوب و مودب و کوشا بود دوران نوجوانی ایشان مصادف با آغاز جنبش های انقلابی و مردمی علیه رژیم پهلوی شد با ورود به دوران دبیرستان مرحله جدیدی از زندگی علمی و سیاسی او آغاز شد. در همان سالها به طور جدی پا در عرصه مبارزات سیاسی و انقلابی گذاشت به طوری که در سال دوم دبیرستان به دلیل انتشار و توزیع اعلامیه های حضرت امام توسط مدیران وقت دبیرستان شناسایی و سپس از دبیرستان اخراج گردید و دیگر مجوز ادامه تحصیل برای ایشان صادر نگردید با اوج گیری انقلاب مردمی و نهایتا پیروزی آن همراه با عده ای از جوانان حزب الهی روستا و منطقه نقش فعالی در تشکیل و ساماندهی پایگاه بسیج مردمی داشتند با آغاز جنگ تحمیلی و فرمان حضرت امام به صحنه کارزار وارد شد ابتدا به عنوان نیروی بسیجی عازم جبهه های نبرد در منطقه خوزستان گردید که در این ایام عملیات‌های مهمی و در کنار سردار بزرگ سپاه سردار علی فضلی از جمله عملیات بیت المقدس فتح خرمشهردرسال ۶۱ شرکت داشته و افتخارها آفرید پس از مدتی و با توجه به اعلام نیاز سپاه پاسداران گچساران به نیروی کادر پاسداری به همراه تعدادی دیگر از دوستان نزدیک به خود از جمله عیسی خازنی ذوالفعلی موبدی و … پس از طی مراحل جذب و گزینش در تاریخ ۶۱/۱۰/۰۱ به استخدام سپاه پاسداران گچساران درآمدند پس از دو هفته و درتاریخ ۶۱/۱۰/۱۵ جهت‌ گذراندن دوره آموزشی به محل پادگان آموزشی حمزه سید الشهدا شیراز اعزام گردید که پس از طی دوران آموزشی مستقیما به کردستان و تیپ المهدی معرفی و در محل پادگان حاجی عمران مستقر گردیدند پس از استقرار و تقسيم بندی پاسداران اعزامی به گردان های رزمی معین ایشان ملحق به گردان مقداد و به عنوان فرمانده دسته منصوب گردید پس از گذشت مدتی و به دلیل کسالت پدرش که در بستر بیماری قرار داشت و حال مزاجی ایشان نامساعد بود با مرخصی چند روزه ای به دیار پدر شتافت با توجه به بیماری پدر و عرف معمول خانوادگی وظیفه تأمین معاش خانواده برعهده برادر بزرگتر بوده لذا ایشان می بایست جهت کسب درآمد و تأمین مایحتاج خانواده فرسنگ‌ها دورتر از محل سکونت خود رفته و به دلیل نبود امکانات و وسایل ایاب و ذهاب در آن سال‌ها مجبور به ماندن در محل اشتغال خود می گشت دو برادر شهید نیز کوچک و کم سن و سال بودند و به همین علت در غیاب پسر بزرگ خانواده و شهید کلیه امورات روزمره خانواده از جمله وظایف مربوط به مراقبت از پدر تأمین معاش و دامداری و…به دوش مادر شهید افتاد برهمین اساس مادر و برادر بزرگ شهید والامقام در زمان بازگشت ایشان از او درخواست کردند حتی الامکان مدت کوتاهی را تا زمان بهبود نسبی پدر در کنار آن بماند تا در امورات خانواده به ايشان کمک نماید لیکن شهید ابراز مخالفت نموده و به اصرار از آنها می خواهد که به دلیل اهمیت و لزوم حضور ايشان درجبهه وی را از ماندن معذور دارند تا با خيالی آسوده به مصاف خصم برود از پدر حلالیت نموده و از دوبرادر کوچک خود می خواهد تا مادر و برادر بزرگتر خود را در انجام امور روزانه خانواده و نگهداری از پدر بیمارشان کمک نمایند پس از مراجعت ايشان درتاریخ ۶۱/۱۲/۱۸ دعوت حق را لبیک گفته که به دلیل شرایط خاص جنگی منطقه آن شهید بزرگوار امکان حضور در مراسم تشییع جنازه پدر برایش فراهم نمی گردد و تنها چند روز مانده به برگزاری مراسم چهلمين روز درگذشت پدر خود فرصت حضور در کنار خانواده و مراسم سوگواری پدر را می یابد و با گریه و زاری بر مزار پدر حضور پیدا کرد چند روز پس از خاتمه مراسم چهلم پدر با تمامی اعضای خانواده وداع نموده و از مردم روستا نيز طلب حلالیت می نماید و دوباره عازم جبهه های مناطق غرب در کردستان می شود این مرخصی آخرين دیدارشهید با خانواده بود دشمن بعثی نیز که ددمنشانه در حال پیشروی به سمت غرب کشور بود تلاش می کرد از طریق تنگه دربندی خان واقع در کردستان وارد بخش‌های غربی کشور شود که در راستای ممانعت از ورود ارتش متجاوز بعثی گردان مقداد مشتکل از نیروهای کادر پاسداری گردان فجر متشکل از نیروهای بسیجی و یک گردان از ارتش وارد عرصه مبارزه شدند وظیفه خطیر گردان مقدار دور زدن تنگ و محاصره نیروهای عراقی از پشت بود که این امر با توجه به موقعیت کوهستانی و صعب العبور مسیر و دشواری‌های پیش رو چندین روز به طول انجامید پس از بستن تنگه و سد نمودن راه دشمن گردان مقداد با کمین در تنگه مذکور و در محلی واقع در پشت سر نیروهای دشمن موضع گرفتند وتلاش نمودند تا با حفظ موقعیت جنگی خود به محض شکستن موانع و خط مقدم عملیات توسط گردان خط شکن فجر به همراه گردان ارتش دشمن را غافلگیر و زمین گیر نمایند ولی متاسفانه به دلیل لو رفتن عملیات که موسوم به عملیات فجر ۲ بود گردان فجر موفق به شکستن خط نمی شودو به همین علت گردان مقداد از دو طرف در محاصره نیروهای عراقی قرار می گیرند پس ساعت ها درگیری و مقاومت شهید و همرزمانش با نيروي های متجاوز عراقی سرانجام در ساعت ۱۰ صبح روز ششم مرداد هزار و سیصد و شصت دو آن شهید سرافراز در اثر برخورد تیر به نواحی سر و سینه در سن ۱۹ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل و به لقاء خداوند شتافتند سر انجام و پس از مقاومت طولانی نیروها بدستور فرماندهان گردان مقداد مجبور به عقب نشینی شده که از حضور محسن رضایی در منطقه و پی ریزی عملیات جدید نهایتا موفق به شکست دشمن گردیدند و جنازه شهدا که چند روز بر روی زمین جا مانده بود را به داخل خاک کشور منتقل نمودند. پیکر مطهر شهید در حال حاضر در گلزار شهدای روستای سیاهشیر در جوار دیگر همرزمانش و پدر بزرگوارشان به خاک آرمیده است.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*

9 + 3 =